خداحافظی با عینک
بابایی بالاخره 12 خرداد چشمش و عمل کرد و با عینکش خداحافظی کرد . تو اون روز رفتی خونه خاله ناهید و با بچه ها و جوجو و اینا سرگرم بود و غاقل از اتفاقات بودی ، شب که برگشتی گیر داده بودی که بابا عینک آفتابیت و بردار ، بعد از یه مدت هم بیخیال شدی و ترس من فقط لنگ و لقد های جنابعالی بود که وقت و بیوقت به صورت بابایی میزنی ... راستی بعد از اون خرابکاریت و شکوندن جفت دسته های عینک قبلیت ، دوباره برات عینک گرفتم ولی ایندفعه دیگه باید مواظبش باشیااااا . ...
نویسنده :
مامانی
16:05
آتلیه مهد
گذر زمان(سال سوم)
24 ماهگی 25 ماهگی 26 ماهگی ٢٧ ماهگی 28/5 ماهگی 29/5 ماهگی 30 ماهگی 31 ماهگی 32 ماهگی 33 ماهگی 34 ماهگی 35 ماهگی 36 ماهگی ...
نویسنده :
مامانی
11:28
کادوهای تولد
پارک پردیسان
فردای تولد کادوی مامان بابا تو پارک پردیسان افتتاح شد ...
نویسنده :
مامانی
9:24
تولد پسرکمه
تولد پسرکمه شیرین زیون از همه کس عزیزترم درد و بلاش توی سرم تولد پسرکم 4 خرداد بود ولی پنجشنبه 2 خرداد یه جشن خانوادگی گرفتیم و کلی خوش گذشت ... یکشنبه هم یه کیک دیگه گرفتم و توی مهد یه جشن کوچولوی دیگه گرفتیم همه چی عالی بود ... ...
نویسنده :
مامانی
9:14









