پارسا جونپارسا جون، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

روزگار تنهایی پارسا ...

اندر احوالات گذشته

سلام سلام الان که دارم این مطالب و مینویسم تازه از دانشگاه برگشتم و پارسا و بابایی خونه مامان جون بودن و دارن برمیگردن فکر کنم تا 20 دقیقه دیگه برسن از امروز تصمیم گرفتم یه کم بیشتر به وب پسرم سر بزنم آخه ما هرچی صبر کردیم یه کم اوضاع بهتر بشه یه ذره کارها سروسامان بگیره دیدیم نه که نه هی میاد هی میاد، بعداز برگزاری عروسی عمه که 13 آبان بود قرار شد شب عید غدیر بریم برای بله برون عمو حامد که ماشین باباجون اینا تصادف کرد و گریه و زاری و استرس و بیمارستان و پاسگاه و کروکی و رضایت و .... چند روز درگیر این ماجرا بودیم و هنوز هم هستیم ... هفته دیگه 2 تا سمینار دارم اونا رو رد کنم یه نفسی بکشم پسرم این روزا خیلی قشنگ حرف میزنه سعی میکنه ا...
17 آبان 1391

به تو عادت کرده بودم

به تو عادت کرده بودم                          ای به من نزدیک تر از من ای حضورم از تو تازه                        ای نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم                        مثل گلبرگی به شبنم مثل عاشقی به غربت              &nb...
16 آبان 1391

این روزا ...

این روزا سرم یه کم شلوغه ، حالم یه کم گرفته ، همه چی در هم ورهمه خرید جهیزیه برای عمه و خواستگاری برای عمو و عروسی هایی که در پیش داریم و قبولی دانشگاه و ثبت نام و فکر اینکه چی بگیری چی نگیری چیکار کنی چیکار نکنی ، قد و وزن پارسا و عوض کردن مهد پارسا و حالا چند روز آزمایشی بذارش و خرید و از همه مهمتر ؟؟؟؟  که .... بگذریم در کل شرمندگی از پارسا به خاطر کم کاری در آپ وبلاگش ...
3 مهر 1391

سالگرد ازدواج

امروز ششمین سالگرد ازدواجمونه ، مبارک باشه کسی که بهمون تبریک نگفت خودمون به خودمون گفتیم ...
10 شهريور 1391

اصفهان و بازهم یزد

روز بعد عید فطر برای عروسی یزد دعوت شدیم ، ماهم گفتیم حالا که داریم میریم یزد یه اصفهانی هم بریم (بعد از ٤ سال) که خیلی هم خشک و خالی نباشه ، پنجشنبه ٢٦ مرداد راه افتادیم و ... در کل خیلی خوش گذشت ... ...
9 شهريور 1391

گذر زمان(سال اول)

بدو تولد در بیمارستان ... من اول عکستو از دوربین بابا دیدم بعد خودتو ... بدو تولد 4 روزگی   5 روزگی   6 روزگی 7 روزگی 8 روزگی 11 روزگی 13 روزگی 16 روزگی(از امروز خانه خودمون هستیم) 21 روزگی 22 روزگی 23 روزگی 28 روزگی 31 روزگی (اینجا ختنه شدی) ...
22 مرداد 1391